تبلیغات
گلستان




























گلستان

همه جورموضوع

بهترین تصاویر دنیا+موزه علوم طبیعی +گل +iran natural science museum

دانلود سوره مباركه اعراف معرفی شهرستان بهاباد مراحل رشد جنین download salons mm gallery قرآن موبایل آموزش و پرورش بهاباد md14
تكثیرگیاهان زیباترین مرغابی دنیا موزه ای در چین سال90 طولانی‌ترین رود دنیا کبوتر غارها کهگیلویه و بویراحمد تراریوم چو بهار فلفل سنگ عقیق قدرتمندترین موجود جهان در گاز گرفتن بندبازی خواص سنگ عقیق سرما نخورید اسکلت دایناسور یوزپلنگ آسیایی صحنه های شگفت انگیزی یكی از خطرناكترین مار جهان تصویر مار و عنكبوت سمی ترین موجودات جهان داناترین پرنده جعفری سنجاقك آبشار مارگون 5 جزیره عجیب در دنیا تخم مرغ و ماهی اسفناج گیاه ملکه آندس سنجد و خواص آن مار تارنمای تصاویر گل کلاغ درمان استسقاء یا تشنگی شدید درمان چربی خون یوزپلنگ درمان چاقی عجیب ترین جانوران 2010 والها طولانی ترین آبشار ایران در لردگان سنگ فیروزه بیاتاقدریكدیگربدانیم نگاهی كوتاه به چند مار خطرناک جهان عکسهایی از عجیب ترین ها تمساح و قورباغه مار ماهی الکتریکی درمان رماتیسم گنجشک بزرگ ترین گل دنیا سیب ده باغ برتر و زیبا


نوشته شده در جمعه 25 فروردین 1391 ساعت 08:39 ق.ظ توسط md14 md14 نظرات |

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین 1391 ساعت 12:26 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |

فقط آقا پسر ها بخوانند

غر زدن زنان
 
زن ندارم زن و از بی زنیم دلشادم

 

 

 


نه کسی منتظرم هست که شب برگردم

 

 

 

نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم

زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب

نرود از سر ذلت به هوا فریادم

“هر زنی عشق طلا دارد و بس? شکی نیست”

نکته ای بود که فرمود به من استادم

شرح زن نیست کمی? بلکه کتابی است قطور

چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم

هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند

محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!)

زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش!

مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم

مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم

نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!

هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم

نه برای دل هر دختر و زن فرهادم

الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: “من

از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟”

http://bavaresakht.blogfa.comفتاد

خوب حالا چی شده که من یه این شعررسیدم

امروزوقتی رفتم مدرسه زنگ اول علوم داشتیم ودیگر هیچ

زنگ دومم انشا داشتیم که اگر این اتفاقاتی که بر من واردبر شب می امد حتما روز می شد

چون که موضوع انشا حجاب بود و حجاب هم که کاملا زنونه است یچه کلا منبعشون شده بود اینترنت مجید سوره گوگل آیات پایگاه رشد تا تبیان

یکی از بچه ها یه انشادرباره ی فردی نوشته بود که می  ترسم به ایشان توهین شود وگرنه می شد بااون سناریو خنده بازاررونوشت ولی دفعه بعدی یعنی چهار شنبه دیگه حتما یادم بیا ندازین تا براتون انشاجدید مرد یک سوتی در جهان یا به  قول امروزیاسوپرسوتی رو بنویسم

بعدم که اومدم خونه و پدرم گفتن اینو حتما توی وبلاگت بریز

 


نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین 1391 ساعت 12:14 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1391 ساعت 03:11 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |

ghatre aab (8) 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1391 ساعت 02:43 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |

aks bamaze heyvanat (25) 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1391 ساعت 02:16 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |

فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا (س)

  حضرت فاطمه علیهاالسلام در پیشگاه خدا آن چنان معزز بود كه بارها مورد عنایت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل مى‏شد كه اینك به برخى از آنها اشاره مى‏كنیم:

پیامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى وى را از پاى درآورده بود، او براى پاره نانى به اتاقهاى هریك از زنانش مراجعه كرد، ولى آنان نیز طعامى نداشتند. سرانجام به خانه‏ى دخترش فاطمه علیهاالسلام سركشید، تا در آن خانه‏ى امید به مقصود رسد، ولى فاطمه علیهاالسلام و بچه‏هایش گرسنه بودند و تكه‏نانى در آنجا نیز به دست نیامد.

هنوز چند دقیقه بیش نبود كه رسول گرامى اسلام منزل دخترش را ترك كرده بود كه مختصر طعامى از سوى یكى از همسایه‏ها به آن بانو رسید. فاطمه علیهاالسلام با خود گفت: سوگند به خدا، خود و فرزندانم گرسنه مى‏مانم، ولى این تكه نان و گوشت را به پدرم مى‏خورانم، و لذا یكى از حسنین را به دنبال پدر فرستاد و او را دوباره به خانه‏اش دعوت كرد.

فاطمه اهدایى همسایه را كه دو تكه نان و مختصر گوشتى بود، در یك ظرف سرپوشیده قرار داده بود، چون پدرش دوباره به خانه او برگشت، سراغ طعام رفت و آن را در برابر دیدگان رسول خدا گذاشت، ولى ظرف پر از گوشت و نان بود، و فاطمه علیهاالسلام خود نیز از این مائده‏ى آسمانى تعجب مى‏كرد و خیره خیره به آن تماشا مى‏نمود. رسول خدا خطاب به دخترش گفت: اى دختر گرامى! این طعام چگونه و از كجا رسید؟ فاطمه علیهاالسلام جواب داد:

هو من عنداللَّه ان اللَّه یرزق من یشا بغیر حساب. فقال: الحمدللَّه الذى جعلك شبیهه بسیدة نسا بنى‏اسرائیل فانها كانت اذا رزقها اللَّه شیئا فسئلت عنه قالت: «هو من عنداللَّه ان اللَّه یرزق من یشاء بغیر حساب.» (1)
آن از بركات و الطاف الهى است، خداوند به هركسى بخواهد بدون محدودیت عطا مى‏كند.
رسول خدا چون سخن دخترش را شنید فرمود: سپاس خدایى را كه تو را همانند مریم سرور زنان بنى‏اسرائیل قرار داده، زیرا او نیز هرگاه مورد عنایت الهى قرار مى‏گرفت و خداوند برایش مائده مى‏فرستاد، كه جواب سؤال مى‏گفت: این طعام از جانب خدا است، او به هركسى بخواهد روزى بى‏حساب مى‏دهد.

آنگاه رسول خدا على علیه‏السلام را نیز به حضورش فراخواند و همگى از آن غذا خوردند و سیر شدند و زنان و اهل‏بیت پیامبر نیز دعوت شدند و خوردند، ولى غذا و مائده آسمانى به همان صورت باقى بود. حتى فاطمه علیهاالسلام براى همسایگان نیز از طعام آسمانى كه از الطاف خفیه الهى سرچشمه گرفته بود ارسال داشت.... (2)

موائد آسمانى براى فاطمه علیهاالسلام در یكى دوبار محدود نمى‏گردد، او بارها از خداوند خویش درخواست طعام كرد و پروردگار عالم نیز بى‏درنگ طعام بهشتى براى آن حضرت ارسال داشت از آن جمله: روزى امیرالمؤمنین على علیه‏السلام به شدت گرسنه بود و از فاطمه علیهاالسلام طعام خواست، ولى در خانه چیزى نبود. فاطمه علیهاالسلام گفت: یا على! در خانه طعامى نیست، من و بچه‏هایت دو روز است كه گرسنه‏ایم و مختصر طعامى هم كه بود، آن را به تو خوراندیم و خود در گرسنگى صبر كردیم.

على علیه‏السلام از شنیدن این سخن فوق‏العاده ناراحت گشته و اشك در چشمانش حلقه زد و براى تهیه طعام زن و فرزندانش به بازار رفت و یك دینار قرض گرفت تا مشكل گرسنگى خانواده‏اش را برطرف سازد، ولى نشد. چرا؟! چون یكى از دوستانش گرفتار بود و گرسنگى و گریه زن و بچه‏ها او را در بیرون از خانه آواره كرده بود، او دنبال نان و پول بود، ولى چاره‏اش بدون چاره....
على از درد او آگاه شد و مانند همیشه ایثار كرد و دیگران را بر خود و خانواده‏اش مقدم داشت و بدین وسیله یكى از دوستانش را كه مقداد نام داشت خوشحال و خوش‏دل ساخت.

على علیه‏السلام دست خالى شد و نتوانست به خانه رود، رو به سوى مسجد كرد و مشغول عبادت شد از آن سو پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله مأمور گشت شب را در خانه‏ى على بسر برد و لذا بعد از نماز مغرب و عشا دست على را گرفت و فرمود: على جان! امشب مرا به مهمانى خود مى‏پذیرى؟ مولاى متقیان سكوت كرد، چرا كه زمینه پذیرایى نداشت و فاطمه علیهاالسلام و حسنین گرسنه مانده بودند و پول تهیه نان و گوشت فراهم نبود، ولى پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله دوباره اظهار داشت: چرا جواب نمى‏دهى؟ یا بگو: بلى، تا با تو آیم و یا بگو: نه، تا راه دیگر پیش گیرم. على علیه‏السلام عرض كرد: یا رسول‏اللَّه! بفرمایید.

رسول خدا دست على را گرفت، دست در دست او به خانه‏ى فاطمه علیهاالسلام آمد و با هم به خانه وارد شده و با زهرا دیدار كردند، فاطمه علیهاالسلام در حال نماز و نیایش بود و خدا را مى‏خواند، او صداى پدر را شنید و به سوى او آمد و خوش‏آمد گفت و سفره را باز كرده و غذاى مطبوع آورد، تا گرسنگان را سیر كند و چاره نیافته‏ها را چاره‏ساز باشد.

على علیه‏السلام به فاطمه علیهاالسلام خیره‏خیره نگاه مى‏كرد و با زبان بى‏زبانى سؤال مى‏نمود: یا فاطمه! این طعام از كجا؟
پیش از آنكه فاطمه علیهاالسلام جواب گوید رسول خدا دست بر دوش على گذاشت و جواب داد: یا على! هذا جزا دینارك من عنداللَّه.
این غذا پاداش آن دینارى است كه به مقداد دادى.
خداوند به شما جریان زكریا و مریم را تكرار كرد. (3) و از طعام‏هاى بهشتى مرحمت نمود... (4)

 

اقرار به رسالت پدر در شكم مادر

  وقتى كه كفار از پیامبر اسلام (ص) انشقاق قمر را خواستند، زمانى بود كه خدیجه (س) به فاطمه (س) حامله بود و خدیجه از این سؤال كفار ناراحت شده و گفت: زهى تأسف براى كسانى كه محمد را تكذیب مى‏كنند! در حالى كه او فرستاده‏ى پروردگار من است.
پس فاطمه (س) از شكم مادرش صدا كرد: اى مادر! نترس و محزون نباش، زیرا خدا با پدر من مى‏باشد.
پس وقتى كه مدت حمل خدیجه (س) تمام شد و موقع وضع حمل رسید، خدیجه فاطمه (س) را به دنیا آورد و او به نور جمال خود تمام جهان را روشن و منور ساخت.(5)

چرخیدن آسیاى دستى به خودى خود در خانه حضرت زهرا (س)

 جناب ابوذر مى‏گوید: رسول خدا (ص) مرا به دنبال على (ع) فرستاد. به خانه‏اش رفتم و او را خواندم، ولى پاسخ مرا نداد. و آسیاب دستى را دیدم كه بدون اینكه كسى باشد به خودى خود، مى‏گردد. دوباره او را خواندم، بیرون آمد و با هم نزد رسول خدا (ص) رفتیم و پیامبر متوجه على (ع) شد و چیزى به او گفت كه من نفهمیدم.
گفتم: شگفتا! از دستاسى كه بدون گرداننده مى‏گردد.
آنگاه پیامبر (ص) فرمود: خداوند قلب دخترم فاطمه و اعضا و جوارحش را پر از ایمان و یقین كرده و چون خداوند ضعف او را دانست، پس در روزگار سختى به او كمك كرد و كفایتش نمود. مگر نمى‏دانى كه خداوند، فرشتگانى را قرار داده تا خاندان محمد را یارى دهند؟! (6)

حرام بودن آتش بر فاطمه زهرا (س)

  روزى عایشه بر فاطمه (س) وارد شد، در حالى كه آن حضرت براى حسن و حسین (ع) با آرد و شیر و روغن در دیگى غذاى حریره درست مى‏كرد. دیگ بر روى اجاق و آتش مى‏جوشید و بالا مى‏آمد و فاطمه (س) آن را با دست خود هم مى‏زد.
عایشه با اضطراب و نگرانى از نزد او بیرون آمده، نزد پدرش ابوبكر رفت و گفت: اى پدر! من از فاطمه چیز شگفت‏آورى دیدم، و آن اینكه دست به درون دیگى كه بر روى آتش مى‏جوشید برده، آن را به هم مى‏زد.
گفت: دختركم! این را پنهان كن كه كار مهمى است.

این خبر كه به گوش پیامبر اكرم (ص) رسید، بر بالاى منبر رفت و حمد و سپس الهى را به جاى آورد، سپس فرمود:
همانا مردم دیدن دیگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجب مى‏كنند. سوگند به آن كسى كه مرا به پیامبرى برگزید، و به رسالت انتخاب فرمود، همانا خداى عزوجل آتش را بر گوشت و خون و موى و رگ و پیوند فاطمه حرام كرده است، فرزندان و شیعیان او را از آتش دور نمود، برخى از فرزندان فاطمه داراى رتبه و مقامى هستند كه آتش و خورشید و ماه از آنها فرمانبردارى كرده در پیش رویش جنیان شمشیر زده، پیامبران به پیمان و عهد خود درباره‏ى او وفا مى‏كنند، زمین گنجینه‏هاى خودش را تسلیم او نموده، آسمان بركاتش را بر او نازل مى‏كند.

واى، واى، واى به حال كسى كه در فضیلت و برترى فاطمه شك و تردید به خود راه دهد، و لعنت و نفرین خدا بر كسى كه شوهر او، على بن ابى‏طالب را دشمن داشته به امامت فرزندان او راضى نباشد. همانا فاطمه، خود داراى جایگاهى است و شیعیانش نیز بهترین جایگاه‏ها را خواهند داشت. همانا فاطمه پیش از من دعا مى‏كند و شفاعت مى‏نماید و شفاعتش على‏رغم میل كسانى كه با او مخالفت مى‏كنند، پذیرفته مى‏شود.(

منبع:http://www.aviny.com

 


نوشته شده در شنبه 19 فروردین 1391 ساعت 03:22 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |

یکی از ذاکرین نقل می کرد : در محضر آیت الله العظمی سیدمحمد هادی میلانی بودم  .یک مرد و زن آلمانی همراه دختر خود وارد شدند .پس از تعارفات معمولی گفتند : ما آمده ایم به شرف اسلام نایل شویم . آیت الله میلانی علت را پرسیدند .

آن مرد گفت: پهلوی دخترم در اثر حادثه ای شکست


ادامه معجزه
نوشته شده در شنبه 19 فروردین 1391 ساعت 02:28 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |

در صورتی که از ویندوز ویستا یا 7 استفاده می‏کنید، حتماً می‏دانید که در صورت کلیک بر روی منوی Start، بر خلاف ویندوز XP اثری از Run نمی‏بنید. Run ابزاری است که در ویندوز XP امکان تایپ دستورات خاصی را برای دسترسی به قسمت‏های مختلف ویندوز برای ما مهیا می‏کند. در ویندوز ویستا و 7 نیز Run وجود دارد، تنها به طور پیش‏فرض در منوی Start وجود ندارد. با استفاده از این ترفند می‏توانید Run را در منوی Start ویندوز ویستا و 7 بازیابی کنید.

برای این کار:
ابتدا بر روی منوی Start راست کلیک کنید و Properties را انتخاب نمایید.
در پنجره باز شده به تب Start Menu بروید و بر روی دکمه Customize کلیک کنید.
سپس   در پنجره Customize Start Menu، گزینه Run Command را بیاید و تیک آن را بزنید.
اکنون کلیه پنجره‏های باز را OK کنید و بر روی منوی Start کلیک کنید تا Run را مشاهده کنید.

لازم به ذکر است شما می‏توانید از کلیدهای ترکیبی Win+R نیز برای دسترسی به Run استفاده کنید. همچنین نوار جستجوی موجود در منوی Start ویندوز ویستا و 7 نیز کارایی مشابه Run را دارد.

http://vatandownload.com


نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391 ساعت 03:02 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |

درخت هلو از قدیم الایام در چین وجود داشته و از آنجا به نقاط دیگر جهان راه یافته است . درقرون وسطی از آن بصورت یك داروی گیاهی استفاده می شده است . برگ درخت هلو را برای بیماری صرع و سنگینی گوش ، پوست درخت هلو را برای رفع بوی بد دهان و مغز هسته آنرا برای رفع سردرد و اختلالات دستگاه هضم ،‌قرس و رفع بیماریهای ادراری بكار می رود

درخت هلو درختی است زیبا به بلندی تقریبا 5 متر كه دارای شاخه های زیادی می باشد

برگهای آن بیضی شكل و دراز ودارای كناره های اره ای است . گلهای هلو زودرس هستند و قبل از باز شدن برگها ظاهر شده و منظره زیبایی به درخت می دهد . گلهای هلو برنگ صورتی ، قرمز یا سفید می باشد . یموه هلو گرد و برنگ طلایی و سرخ كه روی آنرا كركهای زیادی پوشانده است می باشد . هسته هلو بسیار سخت است و دارون آن مغز هسته قرار درد كه تلخ است .
 
تركیبات شیمیایی:
گل و مغز هسته هلو دارای امیگدالین می باشد . برگها و شاخه های هلو دارای امیگدونیتریل و فلاوونول گلیكوسید است .

مغز هسته سمی است و مصرف مدام آن موجب مسمومیت می شود از این جهت برای معالجه امراض فقط مقدر كمی هسته هلو مصرف می شود و آنهم باید تحت نظر پزشك باشد.

در هر صد گرم هلو مواد زیر موجود است

آب                              88 گرم        

انرژی                          35 كالری

مواد نشاسته ای           9 گرم

كلسیم                       8 میلی گرم

پتاسیم                      200 میلی گرم

فسفر                         17 میلی گرم

آهن                           0/5 میلی گرم

ویتامین آ                     1400 واحد

ویتامین ب 1              0/02 میلی گرم

ویتامین ب 2             0/05میلی گرم

ویتامین ب 3              1 میلی گرم

ویتامین  ث               7 میلی گرم

ضمنا هلو دارای منیزیوم و برومیوم نیز می باشد .
 
خواص داروئی:
هلو از نظر طب قدیم ایران سرد و تر است و دارای خواص زیر می باشد :

1)هلو ملین است و باعث تسكین تشنگی می شود

2)برای رفع بوی بد دهان هلو بخورید

3)هلو در افرادیكه گرم مزاج هستند باعث تقویت نیروی جنسی می شود

4)روغن مغز هسته هلو برای درد گوش و گرفتگی مجرای گوش مفید است

5)روغن مغز هسته هلو را به محل درد بواسیر بمالید اثر خوبی درد

6)برای برطرف كردن زخم هایی كه در بدن اطفال و پشت گوش آنها می زند هسته هلو را در آتش بیاندازید تا بسوزد سپس مغز هسته را در آورده و له كنید و بر محل زخم بمالید.

7)خانمهای حامله اگر می خواهند بچه زیبایی داشته باشند باید هلو بخورند

8)مغز هسته هلو مسهل است و خون را تصفیه می كند

9)مغز هسته هلو برای رماتیسم مفید است

10)جوشانده برگهای درخت هلو برای بیماریهای پوست مفی است پوست را با این دم كرده بنوشید

11)برای بیماریهای مجاری ادرار ، سنگ كلیه و ورم مثانه جوشانده برگهای درخت هلو را تهیه كرده و یك فنجان در روز بخورید .

12)دم كرده برگ یا گل هلو برای رفع سیاه سرفه استفاده می شود

13)هلو را له كنید و بصورت ضماد برای رفع دل پیچه بچه ها و دفع كرم روده روی شكم آنها قرار دهید

14)برگ هلو و جعفری را با روغن زیتون مخلوط كرده و روی سوختگی و محل ضرب دیدگی بگذارید

15)بهترین ماسك زیبایی را می توانید از هلو تهیه كنید برای طراوت و جوان كردن پوست هلو را پوست كنده وله كنید و روی پوست قرار داده و بگذارید مدت 20 دقیقه بماند و پس از آن صورت را با اب معدنی بشوئید

16)برای برطرف كردن بواسیر مغز هسته هلو را بصورت پماد درآورده و به مقعد بمالید

17)جوشانده پوست درخت هلو اثر تب بر و ضد كرم درد

18)خوردن هلو سموم را از بدن خارج می كند

19)برای وزن كم كردن هلو بخورید

20)كسانیكه زخم معده دارند و یا مبتلایان به ورم معده و یا روده باید با شكم خالی هلو بخورند

21)هلو میوه خوبی برای اشخاص مسن است مشروط براینكه با شكم خالی بخورند كه زود هضم شود
 

 
مضرات :
هلو برای اشخاص سرد مزاج مضر است آنها باید هلو را با عسل و یا زنجبیل بخورند هضم هلو برای بعضی از اشخاص سخت است و نفخ ایجادمی كند . همیشه برای اینكه نفخ ایجاد نكند باید آنرا اقلا نیم ساعت قبل از
 
منبع:http://www.irteb.com


نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391 ساعت 02:57 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین 1391 ساعت 06:58 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |


فاطمیه آمد و آن همدم و مونس كجاست * شمع می پرسد زپروانه گل نرگس كجاست / درعزای مادرت یا بن الحسن یكدم بیا * تا نپرسند این جماعت بانی مجلس كجاست...

 

آب! بسوزد دلت
خاك! شود خاك عزا بر سرت
باد! پریشان شوى
چشم! الهى كه ببارى فقط
پیش نگاه شما ، مادر خورشید سوخت...
التماس دعا


 

 

 

به تاج آسمان ها زهرا نگین است
به راز آدم و عالم زهرا امین است
به روز محشر شافع اهل زمین است
بی بی زهرا پاره تن رحمة للعالمین است

 

فاطمیه آمدوآن همدم ومونس کجاست؟شمع میپرسدزپروانه گل نرگس کجاست؟ درعزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا،تانپرسند این جماعت بانی مجلس کجاست؟


 

 

 

کشته شد محسن آنان که تماشا کردنند
سند تیر زدن به علی اصغر كربلا امضاء کردنند


 

 

 

منم زینب که بی دلدار مانده ام
به قلبم خون به چشمم خار مانده است
نگاهم خیره میماند همیشه
به آن خونی که به دیوار مانده است


 

 

 

 

حضرت زهرا (س) فرمود: خدایا مرا فارغ کن که تمام توجه ام به آن باشد که برای آن خلق شده ام.

 

 

بانو نمی یابیمت ، اما کنار تو گریه مرسوم است ، مگر می توان پهلوی تو بود و
شکسته نبود . نام خود را خصم ، داغ ننگ زد / دید بار شیشه داری ، سنگ زد


 

 

سرفصل کتاب آفرینش زهراست
روح ادب وکمال و بینش زهراست
روزی که گشایند در باغ بهشت
مسئول گزینش و پذیرش زهراست


 

 

الا ای چاه یارم را گرفتند / گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی / همه دار و ندارم را گرفتند . . .


 

مرو مادر دلم طاقت نداره / دلم بعد از تو خیلی بی قراره
مگه بابام علی شب های بی تو / سرم رو روی زانوهاش بذاره


 

 

ای تو مهراب فاطمه / اسوه ی حجاب فاطمه
یاس پرپر علی بمان / سایه سر علی بمان
قوت دل علی نرو / از مقابل علی نرو . . .

 

 

یا علی خرابم از غمت / سوختم کبابم از غمت
زخم کهنه را نمک زدند / همسر تو را کتک زدند .


نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین 1391 ساعت 06:43 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |

خیلی چیزها فهمیدم وکمی هم نفهمیدم!!!

من چندروزپیش پس از سالها زندگی در بهاباد در برنامه ساباط مطالب جدیدی درمورد شهرستانم یاد گرفتم که حیفم آمد برای همشهریان عزیز و دیگرعزیزان باز گو نکنم  .

آنچه که من تازه فهمیدم :

1)     قلعه حاجی آباد درتقریبا حدودی مثلا یه چیزی بین 400 سال قدمت دارد ومربوط می شود فکر کنم به دوره سلجوقی , نمی دانم یا صفویان وشاید زندیان همین حدودها این را خوب نفهمیدم !! 

2)      تازه فهمیدم که هنوز می شود از خندق برای بازدید استفاده کرد وقربان قدو بالای کیفیت تصویر !!

3)      تازه فهمیدم که کماچ وسیروی بهاباد با کماچ جاهای دیگر فرق می کند !!

جهت مشاهده ادامه مطلب و اظهار نظر درمورد برنامه ساباط(ویژه شهرستان بهاباد)رجوع بهhttp://golebeheshti90.blogfa.com

 

 

 


نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین 1391 ساعت 01:48 ب.ظ توسط md14 md14 نظرات |


Design By : Pichak